نمایش نوار ابزار

آخوند ها نمیمیرند … /۱

آخوندها نمی میرند…یه چی بر وزن پهلوانان نمی میرند…

این قسمت اول است دوستان

به نام خدا

هر انسانی ممکنه که در برابر پذیرش حق عناد بورزه و گاهی هم برای این عناد ورزی خودش ،دلایلی غیر مطابق با حقیقت عرضه کنه .شاید این حق رو بچه ای به زبون اورده باشه و یا یک دانشمند.

ولی عناد ورزی کار زشتی هست خصوصا از کسانی که داعیه علم و یا تقوا دارند.

یعنی اگر کسی در مقام و یا رتبه ای علمی بود و عناد در برابر حقیقت ورزید باید دونست که عالم نیست که “انما یخشی الله من عباده العلماء”.هالم کسی هست که در برابر خدا که حق مطلق هست خاشعه.از اولین مراتب تقوا هم پذیرش حق هست.رجوع کنید به خطبه متقین.

دانشگاه که بودم یه استاد آمار و روش تحقیق داشتیم که سابقه بسیار طولانی داشت.از دانشگاه تهران و علامه بگیر تا غیره.اسم آمار هم که می اومد اسم این استاد برای هر دانشجوی رشته ما تداعی می شد.

خوب استاد گرامی آمار بلد بود و جامعه شناسی سیاسی خونده بود و استاد پدر یکی از رفقا هم بوده.یعنی سابقه تدریس رو ببین!!!حتی بازنشسته از هیات علمی شده بودبه خاطر سن بالا.

خوب اختلاف نظرهایی هم با این استاد در رابطه با دین،فرهنگ و سیاست داشتیم که به فراخور بحثی که استاد خودش در درس امار و یا روش تحقیق واردش میشد دوستان هم با استاد بحث میکردند.

ولی این بحث با استاد همیشه یه پایان ناخوشی داشت.

چندین بار که بحث دین شد آخر بحث به اینجا رسید که چرا اخوندها نمی میرند و اینقدر عمر میکنند؟

من اون وقت ها اصلا تصمیم طلبه شدن در مخیله ام هم نمیگنجید ولی این حرف بی سند استاد حالم رو میگرفت.اخه استادی که خودت آمار خوندی و نزدیکه که خدا رو هم با آمار اثبات کنی و نه با عقل،چرا این حرف بی سند رو میزنی تا زیرآب دین رو بزنی .گرچه زهی خیال باطل که دین سوتی نداره که کسی بخاد زیر آبش رو بزنه و نحن نزلنا الذکر و نحن له لحافظون.

بحث درباره دین با این استاد با این ادعای بدون اثبات و با  این مغلطه که «من دیدم و اعلامیه اخوندی بر دیوار نیست »و…سعی در اثبات این ادعا داشت.این ادعای استاد بیشتر شبیه این بود که من هم بگم :استاد من ۴ سال توی این دانشگاه بودم و ندیدم یکی از اساتید بمیره.پس استادهای دانشگاه هم نمیمیرن ولی چند تا دانشچوی جوون مردن پس دانشجوها میمیرند.

یا بگم:اصلا چرا رفقام هیچ وقت نمیگن به خاطر مردن استادامون کلاس تعطیل شده!؟

این حرف استاد باعث این می شد که دین با حالت مسخره از بحث خارج بشه و مغلطه استاد به سرانجام خودش برسه.

ولی یکبار نشد همین استاد گرامی بیاد از نظر امار و یا امار اداره ثبت احوال کشور و یا نرخ مرگ و میر در طبقات و اصناف بگه این هم دلیل مدعای من.آخه الثبات علی المدعی.هر کی ادعایی داره باید اثباتش هم بکنه.

این که گفتم عناد در برابر حقیقت،مربوط به این استاد بیچاره نیست.تو همین شبکه های اجتماعی هم برخی دونسته و ندونسته این حرف رو که “آخوندا ها نمیمرند و زیاد عمر میکنند” رو میزنن! حتی اهانت هایی هم درباره لباس روحانیت میکنن!

و جالب تر این که براش توجیه و تاویل های جالبی هم میارن که نگو نپرس!!اصلا انگار عقل شون رو دادن اجاره با این تاویل ها!

خوب همه این حرفها رو زدم که چی؟ که بگم رفقایی که میخان طلبه بشن  حواسشونو کاملا جمع کنن که اینی که گفتم نعنای روی آش این قضیه طلبه شدنه!حرف ها و داستان های بی و سر وته تو این زمینه زیاده.گاهی اوقات باید یه گوش رو در کرد و یکی رو دروازه.از یکی حرف بیاد و از یکی بره.

برای رفقایی که هم طلبه نیستن و قصد هم ندارند خواستم بگم که به هر رتبه و مرحله که رسیدید در برابر حق عناد نورزید و روی حق پا نذارید!

هفته بعد جواب این اشکال استاد رو با روش آماری و….میدم

_____________

*پوزش بابت غیبت.

**جوابیه هفته اینده رو از دست ندید.

***رفقایی که اربعین عازمند زیر قبه اسم ما رو فراموش نکن.

 

منبع : مهندس طلبه

دیدگاه ها